الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
145
تفسير مجمع البيان (فارسى)
بيان آيهء 82 - 83 - 84 لغت قسيس و قس : پيشوا و رئيس مسيحيان . فراء گويد : اين كلمه به صورت « قساوسه » جمع بسته مىشود و مصدر آن « قسوسه » است . در ادبيات عرب ، هم « قساوسه » و هم « قس » به كار رفته است . شاعر گويد : لو عرضت لا يبلى قس * اشعث فى هيكله مندس حن اليها لحنين الطس يعنى اگر اشعث را هيكلى كه مدفون شده است و به راهب كشيش ، عرضه داشته بود ، همچون آواى طشت ، ناله مىكرد ! اميه گويد : لو كان منقلب كانت قساوسه * يحييهم اللَّه فى ايديهم الزبر يعنى اگر بازگشتى بود ، براى كشيشانى بود كه خداوند آنها را زنده مىكند ، در حالى كه در دستشان ، آهن است . رهبان : جمع « راهب » مثل « راكب ، ركبان » مصدر جعلى آن « رهبانيت » . ترهّب : عبادت در صومعه . اصل اين كلمه از « رهبت » به معناى ترس است . جرير گويد : رهبان مدين لو رأوك تنزلوا * و العصم من شعف الجبال الفادر يعنى : اگر راهبان مدين و آهوانى كه در قلههاى كوهها به سر مىبرند ، ترا مىديدند ، از جايگاه خود بيرون مىآمدند . تفيض من الدمع : پر شود چشمشان از اشك . دمع : اشك چشم . طمع : تعلق خاطر به چيزى كه پسنديده است صالح : كسى كه كار شايسته كند . اگر كار ديگرى را به شايستگى آورد « مصلح » است . خداوند را مصلح گويند نه صالح .